شماره روزنامه: ۶۷۰۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۲۹۵ سرمقاله

دکتر کوروش احمدی*

شکست تاریخی کاندیداهای جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌‌ای آمریکا همزمان شکست شخص دونالد ترامپ و شکست پوپولیسم راست افراطی ترامپی است. این تحول مهم از سه جهت قابل‌توجه است:

جنگ پس‌ از شکست ترامپیسم + فایل صوتی

 ۱. پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات را نباید در چارچوب رقابت سنتی بین لیبرال‌ها و محافظه‌کاران آمریکایی دید. در شماری از ایالات جنوبی مانند تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی و... که تقریبا همیشه قلمرو جمهوری‌خواهان بوده‌اند، دموکرات‌ها پیروزی بی‌سابقه‌ای به‌دست آوردند و در آرای عمومی ۱۳درصد از جمهوری‌خواهان جلو افتاده‌اند که در ۵۳سال گذشته بی‌سابقه است.

حزب جمهوری‌خواه طی ۱۰سال گذشته کاملا تحت هژمونی ترامپ قرار داشت. بنابراین، شخص ترامپ و شیوه خاص حکومتی اقتدارگرایانه او که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است، در مرکز توجه رأی‌دهندگان قرار داشت. این شکست فاحش جمهوری‌خواهان که به معنی از هم پاشیدن ائتلافی است که ترامپ را ۲سال پیش به کاخ سفید فرستاد، عمدتا ناشی از واکنشی گسترده علیه پوپولیسم ترامپی و سیاست‌های اوست که موجب شکل‌گیری ائتلاف نانوشته‌ای بین دموکرات‌ها، بخشی از محافظه‌کاران، جمهوری‌خواهان میانه‌رو و رأی‌دهندگان مستقل شد.

 این یکی از ادوار انتخاباتی در تاریخ آمریکا بود که قبل از اینکه لیبرالیسم و محافظه‌کاری و نهادهای آن مدنظر رأی‌دهندگان باشد، عملکرد شخص ترامپ مدنظر بود. اکثر جمهوری‌خواهان که در این انتخابات عملکرد بهتری داشتند، کسانی بودند که شروع به فاصله گرفتن از ترامپ کرده بودند. راست‌گرایی ترامپی دارای تفاوت اساسی با محافظه‌کاری سنتی آمریکایی از نوع ریگانی، بوشی و... است. این مدل سیاسی تاکنون با ناسیونالیسم ضدلیبرال و توسعه‌طلب، اقتدارگرایی، سیاست‌های غیرانسانی مهاجرتی، حمله به نهادهای مستقل در دموکراسی‌ها، ضدیت با روزنامه‌نگاری مستقل، تضعیف حکومت قانون، فساد در خانواده‌ ترامپ، دشمنی با تجارت آزاد جهانی و مخالفت آشکار و علنی با حقوق بین‌الملل همراه بوده‌ است. آنچه در این انتخابات شکست خورد این نوع از پوپولیسم بود و در صورت حذف آن از سیاست آمریکا در ۲سال آینده، رقابت مجددا به چرخه لیبرال‌ها و محافظه‌کاران بازخواهد گشت و احتمالا حزب جمهوری‌خواه برخی عرصه‌ها را که از دست داده است، پس خواهد گرفت. اکنون نه تنها کنترل ترامپ بر ائتلافی که او را به قدرت رساند، در حال از دست رفتن است، بلکه هژمونی او بر حزب جمهوری‌خواه نیز در ۲سال پیش رو تحلیل خواهد رفت.

۲. در سطح بین‌المللی نیز از قبل شاهد عقبگرد راست‌گرایی افراطی در اروپا و دیگر مناطق جهان بوده‌ایم. پیروزی اخیر لولا در برزیل در ادامه روندی بود که موجب شروع عقبگرد ترامپیسم و جنبش‌های پوپولیست راست‌گرا در سراسر جهان شده بود. پیش از این در آوریل گذشته، شکست ویکتور اوربان در مجارستان و پیروزی بزرگ رقیب او با کسب دوسوم کرسی‌های پارلمان را شاهد بودیم. شکست اوربان تنها شکست او نبود، بلکه مستقیما شکست ترامپ نیز بود؛ چراکه هم ترامپ علنا از اوربان حمایت کرده بود و هم حتی معاون خود را برای تبلیغ به نفع او به مجارستان فرستاده بود. پیش از آن پیروزی لیبرال‌ها و چپ‌های میانه در کانادا و استرالیا نیز مهم بود. سیاست غیرعادی ترامپ در قبال کانادا، واکنش منفی مردم و نجات حزب لیبرال از شکست را که از حزب محافظه‌کار عقب بود، موجب شد. این شکست‌ها می‌تواند به معنی شروع پایان‌دوره رونق جهانی نوعی از پوپولیسم و راست افراطی باشد که ترامپ مبلغ و مظهر آن است. این تحولات همچنین بر شاخه ایرانی راست افراطی طرفدار ترامپ نیز بی‌تاثیر نخواهد بود.

 ۳. آنچه برای ما در ایران مهم‌تر است، این است که شکست ترامپ چه تاثیری بر جنگ‌طلبی او علیه ایران خواهد داشت. ترامپ اذعان کرده است که ایران یکی از دلایل شکست بوده‌ است. جنگ او علیه ایران در آمریکا بسیار نامحبوب بود و تورم ناشی از جنگ یکی از موضوعات محوری در مبارزات انتخاباتی بود. اگرچه کنگره در زنجیره فرماندهی بر ارتش نیست، اما کنگره دموکرات از جهات حقوقی و سیاسی می‌توان آثاری به شرح زیر داشته باشد:

 از نظر حقوقی بعید است پیروزی دموکرات‌ها بتواند تاثیری بر سیاست ترامپ در قبال ایران داشته باشد. مطابق قانون اساسی سیاست خارجی به‌طور کامل در اختیار رئیس‌جمهور است و اختیارات کنگره در مورد مساله جنگ و صلح نیز همیشه مورد مناقشه بوده‌ است. دموکرات‌ها بعد از شروع کنگره جدید در سوم ژانویه می‌توانند طرح محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور را مجددا به جریان بیندازند. طرح آنها در سپتامبر گذشته در سنا با اختلاف یک رأی شکست خورد و در مجلس نمایندگان با ۲۲۰ به ۲۰۴ پیروز شد. اما اگر در کنگره جدید این طرح تصویب شود، ترامپ قادر به وتوی آن خواهد بود و دموکرات‌ها فاقد اکثریت دو سوم برای خنثی کردن آن هستند.

 اما کنگره ابزارهای بودجه، احضار مقامات، نظارت، تحقیق و استیضاح را نیز دارد که می‌تواند با استفاده از آنها زندگی را بر ترامپ و دولت او تلخ کند. اگرچه دولت مفرهایی در ارتباط با بودجه جنگی دارد، اما سایر ابزارها می‌توانند موثر باشند. یکی از احتمالات این است که دموکرات‌ها قصد استیضاح پیت هگست، وزیر جنگ، را داشته باشند و از این طریق کار وزارت جنگ و مدیریت او را مختل کنند.

از نظر سیاسی شکست ترامپ ممکن است تاثیر بیشتری بر مقاصد جنگ‌طلبانه او داشته باشد و دست جناح‌هایی در دولت او را که به سناریوهای جایگزین نظر دارند، تقویت کند. گفته می‌شود که وزیر خزانه‌داری معتقد به انتظار برای اثربخشی محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر ایران است. جی‌دی ونس نیز که با شکست انتخاباتی ترامپ شانس بیشتری برای کاندیداتوری انتخابات ۲۰۲۸ یافته، همیشه تمایل بیشتری به اجتناب از جنگ داشته‌ است. رئیس سیا و ویتکاف نیز به‌عنوان کسانی که طرفدار اجتناب از جنگ و ادامه مذاکره و فشار اقتصادی هستند، مطرحند. اکنون نتیجه انتخابات که حاکی از تایید مخالفت مردم آمریکا با جنگ است، ممکن است دست جناح طرفدار مذاکره و فشار اقتصادی توأمان را تقویت کند و جنگ‌طلبان را در موقعیت ضعیف‌تری قرار دهد. اکنون ترامپ در فاصله ۲ماه قبل از شروع کار کنگره جدید باید تصمیم بگیرد که کدام مسیر را انتخاب کند. 

*  دیپلمات پیشین

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن