در گفت‌وگو با کارشناس ارشد مسائل اسرائیل، آرایش انتخابات و پیامدها برای ایران بررسی شد

منصور براتی: تغییر دولت می‌تواند نحوه تقابل با ایران را تغییر دهد

شماره روزنامه: ۶۶۹۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۸۷۴ خبرهای روزنامه دنیای اقتصاد

دنیای اقتصاد: در شرایط پر التهاب خاورمیانه، دیدگان بیشتر کشورهای منطقه به نتیجه انتخابات اسرائیل دوخته شده است. اولین انتخابات پس از عملیات ۷ اکتبر و همچنین جنگ علیه ایران در حالی برگزار می‌شود که احزاب اپوزیسیون تمام تلاش خود را بر کنار گذاشتن بنیامین نتانیاهو از قدرت به کار بسته‌اند. در همین رابطه دکتر منصور براتی، کارشناس مسائل اسرائیل در گفت‌وگو با دنیای اقتصاد، شرایط پیش روی احزاب، شرایط سیاسی نتانیاهو و آینده تقابل ایران و اسرائیل را بررسی کرد. براتی معتقد است تغییر دولت در اسرائیل می‌تواند نحوه تقابل با ایران را تغییر دهد و شکست نتانیاهو در تشکیل کابینه و قرار گرفتن او در موقعیتی نامطمئن، ممکن است انگیزه‌های شخصی و سیاسی‌اش را برای تشدید تنش با ایران افزایش دهد.

صندوق رای یا ماشه جنگ
منصور براتی

ناکامی احزاب اسرائیل در تشکیل ائتلاف و دستیابی به اکثریت پارلمانی چه سرنوشتی برای بنیامین نتانیاهو رقم می‌زند و این وضعیت چه پیامدهایی برای ایران خواهد داشت؟

در صورت ناکامی احزاب در تشکیل ائتلاف، چند سناریو پیش روی سیاست اسرائیل قرار دارد. پارلمان این رژیم ۱۲۰ کرسی دارد و تشکیل کابینه اکثریتی مستلزم کسب حمایت دست‌کم ۶۱ نماینده است. بر اساس نتایج اعلام‌شده در زمان انجام این مصاحبه، بلوک حامی نتانیاهو ۵۴ کرسی و مخالفان او ۴۹ کرسی به دست آورده بودند و ۱۷ کرسی باقی‌مانده در اختیار دو حزب عربی قرار داشت. بنابراین، هیچ‌یک از دو بلوک اصلی به‌تنهایی قادر به تشکیل کابینه اکثریتی نبودند.

 در چنین شرایطی، رئیس دولت پس از مشورت با احزاب، نامزد تشکیل کابینه را تعیین می‌کند. نامزد منتخب ۲۸ روز فرصت دارد که با موافقت رئیس دولت این مدت   می‌تواند ۱۴ روز دیگر نیز تمدید شود. بااین‌حال، مسیر پیش روی مخالفان نتانیاهو برای تشکیل دولتی باثبات، پیچیده است؛ چرا که دستیابی به اکثریت به توافق با احزاب عربی یا جلب حمایت برخی جریان‌های سیاسی دیگر نیاز دارد. یکی از گزینه‌ها، تشکیل کابینه‌ای با مشارکت فهرست مشترک عربی و حزب «رَعم» است. بااین‌حال، فهرست مشترک عربی برای حمایت از دولت، خواهان تضمین‌هایی درباره حرکت به‌سوی راهکار دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطین است؛ درحالی‌که حزب رَعَم بیشتر بر منافع جامعه عربی ساکن اسرائیل تمرکز دارد. از این ‌رو، دستیابی به توافق با این احزاب با دشواری‌ها و هزینه‌های سیاسی همراه خواهد بود.

گزینه‌های دیگر در این میان چه سمت و سویی خواهند داشت؟

گزینه دیگر، تشکیل کابینه اقلیتی است که از حمایت بیرونی احزاب عربی برخوردار باشد. چنین دولتی برای آغاز فعالیت خود الزاما به حمایت ۶۱ نماینده نیاز ندارد، اما در تصویب لوایح و پیشبرد برنامه‌هایش با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. همچنین، کابینه باید ظرف ۱۲۰ روز بودجه سالانه را تصویب کند و در صورت ناکامی، احتمال سقوط دولت و برگزاری انتخابات زودهنگام افزایش می‌یابد. سناریوی سوم، تداوم بن‌بست سیاسی و باقی ماندن نتانیاهو در رأس دولت پیشبرد امور تا انتخابات بعدی است. در این فاصله، مخالفان می‌توانند با در اختیار گرفتن ریاست کنست و کمیسیون‌های مهم پارلمان، توان قانون‌گذاری و قدرت مانور دولت را محدود کنند. در چنین شرایطی، ناکامی نتانیاهو در تشکیل کابینه، با وجود قرار گرفتن حزب لیکود در جایگاه نخست انتخاباتی، می‌تواند در افکار عمومی نشانه‌ای از ضعف و ناکارآمدی او تلقی شود و موقعیت سیاسی‌اش را در انتخابات بعدی تضعیف کند.

یکی دیگر از گزینه‌ها، تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت بخشی از مخالفان است. نتانیاهو می‌تواند با جلب همکاری چهره‌هایی مانند گادی آیزنکوت یا نفتالی بنت، بخشی از قدرت را با رقبای خود تقسیم کند و از محدودیت‌های ناشی از بن‌بست سیاسی عبور کند. تجربه سال ۲۰۲۰ و تشکیل دولت وحدت ملی با مشارکت بنی‌گانتس و نتانیاهو نیز نشان داد که چنین ائتلاف‌هایی امکان‌پذیرند؛ هرچند اختلافات داخلی و ناکامی در تصویب بودجه سرانجام به فروپاشی آن دولت انجامید.

باقی ماندن نتانیاهو در قدرت چه تاثیری بر احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران خواهد داشت و تقویم انتخاباتی اسرائیل تا چه اندازه بر تصمیم‌گیری درباره حمله به ایران تاثیر می‌گذارد؟

در صورت تداوم بن‌بست و اداره رژیم به‌وسیله دولت پیشبرد امور، که چیزی حدود ۴ تا ۵ ماه طول خواهد کشید، توان نتانیاهو برای انجام عملیات نظامی یک‌جانبه علیه ایران ممکن است محدودتر شود. اگر مخالفان او کنترل کنست را به دست بگیرند، امکان افزایش این محدودیت‌ها نیز وجود دارد؛ زیرا آنان می‌توانند با استفاده از ابزارهای پارلمانی، مانع از آن شوند که نخست‌وزیر در آستانه انتخابات با آغاز جنگی تازه، دستاوردی سیاسی برای خود ایجاد کند. با این‌حال، این وضعیت وجه دیگری نیز دارد. شکست نتانیاهو در تشکیل کابینه و قرار گرفتن او در موقعیتی نامطمئن، ممکن است انگیزه‌های شخصی و سیاسی‌اش را برای تشدید تنش با ایران افزایش دهد. بنابراین، بن‌بست سیاسی به‌تنهایی به معنای منتفی شدن احتمال حمله نیست؛ بلکه می‌تواند همزمان محدودیت‌هایی بر قدرت مانور او ایجاد کند و انگیزه‌هایش را برای اقدام نظامی افزایش دهد.

 اگر گادی آیزنکوت یا دیگر مخالفان نتانیاهو به قدرت برسند، آیا رویکرد اسرائیل در قبال ایران تغییر خواهد کرد؟

باید میان اهداف راهبردی اسرائیل و شیوه‌های دستیابی به آنها تمایز قائل شد. دو جریان اصلی سیاست اسرائیل، یعنی حامیان نتانیاهو و مخالفان او، در اصل دشمنی با جمهوری اسلامی ایران اختلاف بنیادینی ندارند؛ اما در روش‌های مورد استفاده، توانایی در آسیب‌رسانی، توانایی اجماع‌سازی بین‌المللی و محدودیت‌هایی که با آن مواجه هستند، تفاوت دارند. نتانیاهو تضعیف اساسی و حتی براندازی جمهوری اسلامی را در چارچوب اهداف سیاسی خود مطرح کرده و رویکرد او آمادگی بیشتری برای توسل به جنگ و عملیات نظامی گسترده نشان می‌دهد. در مقابل، بخشی از مخالفان او معتقدند که نباید با هدف براندازی نظام سیاسی ایران وارد جنگ شد، بلکه باید بر محدود کردن توانمندی‌های ایران تمرکز کرد. بر اساس این رویکرد، حمله مستقیم باید به شرایطی محدود شود که بازسازی ظرفیت‌های هسته‌ای ایران، آن را ضروری سازد. در غیر این صورت، ابزارهایی مانند عملیات اطلاعاتی و امنیتی، خرابکاری، حملات سایبری و ترور می‌توانند در اولویت قرار گیرند. هدف از این اقدامات، محدود کردن توانمندی‌های ایران بدون ورود به جنگی گسترده است.

دولت نتانیاهو به دلیل یکپارچگی بیشتر جریان حاکم و اختلافات کمتر درون ائتلاف خود، از تمرکز سیاسی بیشتری برخوردار است. این وضعیت تصمیم‌گیری درباره عملیات نظامی و اقدامات علیه ایران را تسهیل می‌کند اما در مقابل، ائتلاف مخالفان از احزابی با گرایش‌ها و اولویت‌های متفاوت تشکیل شده است و اختلافات میان آنها می‌تواند انسجام دولت را کاهش دهد. مساله خدمت سربازی یهودیان حریدی یکی از موضوعات اختلاف‌برانگیز برای دولت احتمالی مخالفان خواهد بود. همچنین، اتکای این دولت به حمایت احزاب عربی می‌تواند چالش‌های بیشتری در تصمیم‌گیری‌های امنیتی ایجاد کند. در نتیجه، بخشی از توان سیاسی دولت صرف مدیریت اختلافات داخلی خواهد شد و تمرکز آن بر سیاست خارجی و اقدامات نظامی کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، نتانیاهو در زمینه ایجاد اجماع بین‌المللی از تجربه و توان بیشتری نسبت به رقبای خود برخوردار است. مجموع این عوامل می‌تواند آزادی عمل دولت او را برای پیگیری سیاست‌های تقابلی افزایش دهد؛ درحالی‌که دولت مخالفان احتمالا با موانع بیشتری در این مسیر مواجه خواهد شد. بنابراین، روی کار آمدن مخالفان نتانیاهو به معنای پایان تقابل با ایران نخواهد بود، اما می‌تواند بر شدت و شیوه این تقابل تاثیر بگذارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن