آیت الله جوادی آملی در درس خارج فقه خود که در باب حدود و دیات است، گفتند: فرمود اگر رهبران شما عادل باشند، محکمه قضایی شما عادل باشد، زیرمیزی و رومیزی و اینها نباشد، اگر یک قاضی بدون چشمداشت به رشاء و امثال رشاء حکم الهی را خوب بفهمد و خوب اجرا کند بیش از باران چهل روز برای مملکت نافع است. شما رومیزی و زیرمیزی و اینها را بردارید، عدل را جاری کنید، آن روابط اختلاس و دبش را کنار بگذارید، این بازیهای گران کردن عمدی را کنار بگذارید، این معاملات ارزی عمدی را کنار بگذارید، کارهای عادلانه و حکم عادلانه انجام بدهید، این بیش از باران چهل روزه برای شما نافع است.
متن کامل سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی در جلسه ششم درس خارج فقه باب حدود و دیات مورخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ به شرح زیر است:
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در جریان منازعات مالی و حقی اگر به محکمه قضا مراجعه شد که در بحث سالهای قبل گذشت نتیجه آن یا حد مشخص است و یا تعزیر، و اگر نشد یا قصاص است و یا دیه. این امور یعنی حد یا قصاص یا تعزیر یا دیه، مربوط به مسئله قضا است و اگر کار به محکمه قضا نکشید، کارهای ابتدایی است، در این صورت محاربه است؛ در محاربه _ چه نسبت به یک جامعه و یک شهر و روستا، چه نسبت به یک جمعیتی باشد، یا یک کسی مسلّحانه وارد خانه کسی بشود، قصد تجاوز مالی و غیر مالی داشته باشد _ دیگر جای قضا نیست؛ ممکن است بعدها فروعات آن مسئله به محکمه قضا ارجاع بشود، ولی فعلاً آنجا جای حکم قضایی نیست، خود شخص باید اقدام کند؛ لذا این چند بخش کاملاً از هم جدا است؛ یا حد و تعزیر عمومی است که کاری به قضا ندارد و اگر به محکمه قضا مراجعه کرد یا حد و تعزیر است یا قصاص است یا دیه، که آنها به عهده قاضی است و تعیینش به عهده قضا است.
در بخشی از این مسائل ائمه(علیهم السلام) گذشته از اینکه فتوا دادند همانطوری که او مسلّح است و قصد قتل دارد شما هم می توانید دفاع کنید، گاهی روح شجاعت و مبارزه و فداکاری تلقین می کنند؛ در چند روایت که بخشی از آنها خوانده شد حضرت می فرماید اگر کسی مسلحانه وارد خانه تو شد و قصد تجاوز به زمین شما ملک شما یا مانند آن را دارد بکش خونش به گردن من. این مضمون هم از امام باقر است هم از امام صادق است هم از وجود مبارک حضرت امیر وارد شده است؛ این روحیه شجاع پروری است که ملت ستم پذیر نباشد. اینکه می فرماید بکش «دَمَهُ فِی عُنُقِی»[۱] این اختصاصی به یک امام ندارد چند امام فرموده اند. این دو سه تا روایت را باز بخوانیم تا وارد اصل مسئله قضا و حکم بشویم که اقامه حکم نه تنها یک واجب کفایی است و اگر «من به الکفایه» نبود واجب عینی است، اقامه عدل در یک جامعه، حکم عدل در یک جامعه، اجرای عدل در یک جامعه از باران چندین روزه برای مملکت نافعتر است. اقامه عدل این است اقامه جهاد این است اقامه فداکاری این است حفظ ناموس سرزمین این است غیرت این است. داشتن غیرت مردمی از باران چهل روزه برای یک سرزمین برکتش بیشتر است.
پرسش: … گاهی اوقات افرادی هستند ورزیده که سلاح ندارند ولی با یک مشت …
پاسخ: فرقی نمی کند دفاع واجب است. دفاع بأی شیء واجب است فرقی نمی کند چه اینکه از آن طرف حمله با سلاح لازم نیست که اسلحه گرم باشد. حالا اگر یک کسی نظیر این کشورهای کفر اسرائیل و آمریکا اینها یک سدّی را بمباران کردند این محاربه است؛ در فقه ما در فتواهای صاحب جواهر و امثال صاحب جواهر مراجعه بکنید تصریح کردند به اینکه فرقی نمی کند یک وقتی آتشی را برای یک سرزمینی، مملکتی و آب و خاکی، یک وقتی آبی را برای یک سرزمینی، یک سدّی را با یک بمباران تخریب می کنند که آب سد بیاید مردم این شهر را از بین ببرد یا یک روستا را از بین ببرد این هم یک نحوه محاربه است. محاربه گاهی با سلاح گرم است گاهی با سلاح سرد است؛ شکستن پل که عده ای از بین بروند، شکست سد که عده ای از بین بروند این فتوای ما است. فتوای صریح و روشن است که این محاربه اختصاصی به شمشیر و سلاح گرم ندارد، با آب هم حاصل می شود؛ اگر مسیر که آب یک رودخانه است را عوض کنند که یک شهری را آسیب برساند، این هم محاربه است. در محاربه که نیامده با سیف و مانند آن باشد. دارد که اگر قیام بکند علیه یک کسی یک عده زیادی را بترساند یا بکشد ولو با تخریب یک پل ولو با تخریب یک سد؛ لذا اینها محارب هستند خواه آن کارخانه های اسلحه سازی را بزنند خواه سد و پل را بزنند خواه مردم را بزنند. آن جایی که مردم را می زنند که مستقیماً قتل است، آنجایی که پل را می زنند یا سد را می زنند و خراب می کنند غیر مستقیم قتل است فرقی نمی کند. اینکه تصریح کردند بعضی از فقهای ما بالماء، برای همین جهت است؛ آنها هم البته از نصوص استفاده می کنند.
عمده در این پنج بخش، بخش اول محاربه عمومی است که کسی به یک شهری حمله بکند. این بخش اول. بخش پنجم این است که کسی مسلحانه وارد خانه کسی بشود. اینها بخش دفاعی و جهادی ابتدایی است کاری به مسئله قضا ندارد. آنچه که در سالهای گذشته بحثش بود مسئله قضا است. مسئله قضا این سه فصل میانی است یعنی اگر منازعه ای بین دو طرف تشکیل شد بعد به محکمه مراجعه کردند محکمه تشخیص محاربه داد در آنجا حد و تعزیر است، نشد، قصاص. نشد، دیه. دیه، قصاص و محاربه محکمه ای در بحث قضا است که در این سالهای قبلی گذشته است این سه فصل یعنی سه فصل، این کار قضا است کاری به دفاع ندارد. فصل اول و فصل پنجم مربوط به بحثهای روز ما است. فصل اول این است که یک کسی حمله کرده به یک مملکتی محارب است حالا یا با شکستن پل یا با شکستن سد یا با بمب و مانند آن، این فصل اول. فصل پنجم هم این است که یک کسی مسلّحانه وارد خانه کسی شد و قصد تجاوز مالی یا غیر مالی دارد. این فصل اول و فصل پنجم مربوط به بحثهای روز ما است که می افتد در مسئله دفاع. آن فصول سه گانه بحثهای سالهای گذشته بود که رخت بربست.
اما در این فصل پنجم در این دفاع شخصی، چندین روایت هست از امام باقر، از امام صادق، از وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیهم) اینها تنها نمی خواهند فتوا بدهند می خواهند مجاهد بپرورانند غیور بپرورانند غیرتمند بسازند که مبادا کسی به سرزمین شما تجاوز کند و لذا شما کجاها می بینید که اگر کسی دعوایی کرد کسی زد کسی را کشت، حضرت فتوا بدهد که او را بکش خونش به گردن من! هیچ جا سراغ دارید؟ آنجا استفتاء می کنند فتوا می دهند که اگر کسی کسی را کشت حکمش چیست؟ حضرت می فرماید که اگر این کار را بکند اگر ماه مبارک رمضان باشد اینطور است اگر غیر ماه مبارک رمضان باشد اینطور، حکم شرعی اش را ذکر می کند، اگر عمدی باشد این طور، سهوی باشد اینطور در هیچ جا یعنی هیچ جا! هیچ جای دیگری نیست که او را بکش خونش به گردن من؛ این غیرت پروری است و ملت را غیورساختن است. این حضورهای شبانه ی متعدد _ ذات اقدس الهی به حق قرآن و عترت به همه اینها چه زنشان چه مردشان چه کودکشان، چه بزرگشان، عزّت و عظمت و جلال و شکوه بدهد، _ این غیرت پروری است. خدا غیور را دوست دارد وگرنه شما اول تا آخر وسائل را ببینید کجاها فرمودند این کار را بکنید خونش به گردن من؟ احکام شرعی را سؤال می کنند امام جواب می دهد، اما وقتی که به سرزمین کسی تجاوز شد، به خانه کسی تجاوز شد، فرمود بکش خونش به گردن من؛ یعنی تو غیور باش.
شما در فرصتی در فقه بین این هزار مسئله یا بیش از هزار مسئله یک جا نمونه پیدا کنید که امام بگوید این کار را بکن خونش به گردن من! حکم شرعی را دارد می گوید؛ فلان جا دعوا کردند حکمش چیست؟ برای زمین دعوا کردند یا برای آب دعوا کردند یکی زد دیگری را کشت حکمش چیست؟ فرمود یا حکمش قتل است یا مثلاً حکمش دیه است. هیچ جا سخن از اینکه خونش به گردن من نیست، اما غیور تربیت کردن غیرتمند تربیت کردن که تو متولی این سرزمین هستی، تو متولی این آب و خاک هستی، نه تنها مالک هستی؛ اگر تنها ملک کسی باشد که حکمش با قضا است، اما این آمده سلطه پیدا کند که این خاک را این زمین را این وطن را از دست تو بگیرد، این غیر از غصب است، یک وقتی می گوییم این غصب است و حرام است، بله، یک وقت است می گوییم مجازات دارد، آن هم حرام است، اما یک وقتی حضرت فرمود بکش خونش به گردن من! یعنی غیرت پیدا کن، خدا غیور را دوست دارد.
چندین یعنی چندین بار شما باید این روایات را ملاحظه بفرمایید تدریس بکنید قلم فرسایی کنید سخنرانی کنید که ائمه، شیعه غیور می خواهند، اسلام، مسلمان غیرتمند می خواهد، همانطوری که نماز می خواهد روزه می خواهد، غیرت هم می خواهد. این طلب دین است. شما به لطف الهی از علما هستید، این بحثها را ملاحظه بفرمایید؛ در جلد بیست و هشتم، صفحه ۳۸۱ باب دفاع را نگاه کنید، این روایت اولش که «أحمد بن محمد بن أبی نصر» از وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) نقل می کند که اگر اینطور شد «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى اللِّصِّ فَابْدُرْهُ وَ أَنَا شَرِیکُکَ فِی دَمِه» اگر کسی مسلّحانه آمده، قصد تجاوز به خانه ات را دارد، بکش، من در خون او شریک هستم. این کاری به فتوا ندارد، این کاری به رهبری دارد؛ یعنی گذشته از اینکه اینها مرجع فتوای ما هستند که حکم شرعی را بیان می کنند، رهبر ما هم هستند، امام ما هم هستند. این غیرت پروری یک مطلب دیگری است.
باب بعدی باب جواز قتال قطاع طریق، یعنی وسائل، جلد ۲۸، صفحه ۳۸۲ آنجا می گوید که وجود مبارک حضرت در مکاتبه فرمود: «فَکَتَبَ إِلَیْهِ لَا تُنَبِّهُوهُمْ إِلَّا بِحَرِّ السَّیْف» بعد در روایت سومش آمده که «قُلْتُ لَهُ اللِّصُّ یَدْخُلُ عَلَیَّ فِی بَیْتِی یُرِیدُ نَفْسِی وَ مَالِی- فَقَالَ اقْتُلْهُ فَأُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَنْ سَمِعَ أَنَّ دَمَهُ فِی عُنُقِی»[۲] من خدا را شاهد می گیرم که خونش به گردن من است. این فتوا است یا این دستور غیرتمند شدن است؟! فرمود یک کسی آمده می خواهد تجاوز عمدی بکند، البته قتلش جایز است. این کار را بکن و او را بکش: «اقْتُلْهُ فَأُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَنْ سَمِعَ»؛ خدا را شاهد می گیرم و هر کس که این حرف مرا بشنود او را هم شاهد می گیرم که خونش به گردن من است. این به عنوان رهبری است، نه به عنوان مرجعیت؛ مرجعیت فتوایش این است که قتلش جایز است اما به عنوان رهبر دارد غیرتمند می پروراند، غیور می پروراند.
در باب پنجم هم صفحه ۳۸۴، جلد ۲۸ آنجا دارد که « عَنْ أَبِیهِ أَنَّهُ قَالَ: إِذَا دَخَلَ عَلَیْکَ رَجُلٌ یُرِیدُ أَهْلَکَ وَ مَالَکَ- فَابْدُرْهُ بِالضَّرْبَهِ إِنِ اسْتَطَعْتَ- فَإِنَّ اللِّصَّ مُحَارِبٌ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص- فَمَا تَبِعَکَ مِنْهُ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَلَیَّ» تمام تبعاتش را من قبول می کنم. این کاری به فتوا ندارد. مگر مرجع تقلید اینطور فتوا می دهد؟ مرجع تقلید حکمش را می گوید؛ شما از یک فقیهی، از مرحوم صدوق از آنجا گرفته تا امام، و از مراجع فعلی، از هر کدام حکم فقهی را سؤال بکنید جواب فقهی می دهد، نمی گویند خونش به عهده من است یا من مسئول هستم. این را به عنوان مرجع دینی نمی گوید، این را به عنوان رهبر دینی می گوید؛ می گوید بکش خونش به عهده من! یعنی غیور باش. «فَمَا تَبِعَکَ مِنْهُ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَلَیَّ» این را حمیری در قرب الإسناد نقل کرده، بعد دارد که «فاقتله فَمَا تَبِعَکَ مِنْهُ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَلَیَّ».
روایت باب ششم، با سند خاص از وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) است که حضرت می فرماید: « قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا دَخَلَ عَلَیْکَ اللِّصُّ الْمُحَارِبُ فَاقْتُلْهُ- فَمَا أَصَابَکَ فَدَمُهُ فِی عُنُقِی»[۳]. امام صادق می فرماید که امیرالمؤمنین می گوید: اگر یک متجاوزی به حریم خصوصی تو آمد، او را بکش خونش به گردن من! این را به عنوان مرجع می گوید یا به عنوان رهبر می گوید؟
شما بالاخره علمای بزرگی هستید، اول تا آخر وسائل را آشنایید، هر مسئله ای که سؤال می کنند فلان جا فلان کس فلانی را کشت، حضرت می فرماید اگر عمدی بود اینطور است، سهوی بود اینطور است، اگر مثلاً قصد قتل عمدی نداشت و مانند آن، احکام را ذکر می کند. قصد عمد و شبه عمد و خطأ محض و همه اینها را ذکر می کند اما نمی گوید بکش خونش به گردن من.
پرسش: … در آن روایت دارد «اللص محاربٌ» در اینجا دارد که «اللص المحارب» …
پاسخ: فرق نمی کند، آن لُص آنجا تنزیل است. یک وقت است وصف است می گوید لصی که محارب است، یک وقت است که مخفیانه می آید که اگر صاحبش بفهمد فرار می کند، یک وقتی نه، مسلّحانه می آید که صاحبخانه را فراری می دهد. این لص یک وقت است که مخفیانه از پشت دیوار می آید که یک چیزی را بدزدد و برود، اگر صاحبخانه را دید فوراً فرار می کند، او محارب نیست. یک وقت است که مسلّحانه می آید، این لُص محارب را حکم شرعی اش، حکم فقهی اش آن است، اما فرمود خونش به گردن من، این غیرت پروری است.
این روایت اول باب ششم بود. مشابه این در تعبیرات دیگر هم هست البته آن جاهایی که می فرماید خونش به گردن من، غیورپروری است، غیرت پروری است. نامرد بودن را دین نمی پذیرد. فرمود مرد باش. این مرد بودن یعنی غیور بودن و دفاع کردن اگر غیور بود و اگر این کار را کرد، به اندازه شهادت است «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِید»[۴]، ثواب شهید را به او می دهند. یک کسی که بی عرضه باشد آن دزد یا غیر دزد می آید مال را می برد. اما آدم غیرتمند است که دفاع می کند «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِید»، کم حرفی است؟! اینکه فرمود خونش به گردن من، برای اینکه تو ثواب شهید را داری می بری. انسان غیرتمند را دین دوست دارد.
مطلب دیگر این است که گاهی از موارد می بینیم که باران نمی آید خدا که ارحم الراحمین است و لطفش فراوان است. گاهی نماز می خوانیم که إنشاءالله باران بیاید، گاهی احتیاج به نماز ندارد. فرمود اگر رهبران شما عادل باشند، محکمه قضایی شما عادل باشد، زیرمیزی و رومیزی و اینها نباشد، اگر یک قاضی بدون چشمداشت به رشاء و امثال رشاء حکم الهی را خوب بفهمد و خوب اجرا کند بیش از باران چهل روز برای مملکت نافع است. این یعنی چه؟ این حرفها بوسیدنی نیست؟! یک وقت است که ما نماز باران می خوانیم، ناله می کنیم ضجه می زنیم یک بارانی بیاید. یک وقت فرمود ضجه لازم نیست، عدل دستگاه قضا کافی است. شما رومیزی و زیرمیزی و اینها را بردارید، عدل را جاری کنید، آن روابط اختلاس و دبش را کنار بگذارید، این بازیهای گران کردن عمدی را کنار بگذارید، این معاملات ارزی عمدی را کنار بگذارید، شما کارهای عادلانه را انجام بدهید، حکم عادلانه انجام بدهید، این بیش از باران چهل روزه برای شما نافع است، فرمود من این کار را می کنم.
چرا ما این روایات را می بوسیم؟ این در و دیوار را می بوسیم؟ این حرفها هیچ جا پیدا نمی شود؟ کل مردم کره زمین می گویند او کار خوبی کرد، اما این، چه ارتباطی با کار آسمانی دارد؟ اما آنکه آسمان را ساخت و زمین را ساخت، می گوید اگر محکمه قضایی شما محکمه عدل باشد من بارانی می فرستم یا کاری می کنم که این بیش از باران چهل روز اثر داشته باشد. برای همین است که ما داریم در و دیوار را می بوسیم. این حرفها کجا است؟ مگر اینها حرفهای بشر عادی است؟ بشر عادی از این حرفها خبر دارد؟
شما همین جلد ۲۸ وسائل را ملاحظه بفرمایید، در این جلد ۲۸، صفحه دوازده، در آنجا دارد که«عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِقَامَهُ حَدٍّ خَیْرٌ مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً» نماز استسقاء لازم ندارید. محکمه اگر محکمه عدل باشد ما زیرمیزی و رومیزی نداشته باشیم، اختلاسهای دوره ای و نشستی نداشته باشیم، محکمه ما محکمه علی و اولاد علی باشد باران فراوان هم می آید. این بارانها دریاها را پر می کند. فرمود این به اندازه باران چهل روزه است. ما برای این در و دیوار را می بوسیم. این حرفها زیر این آسمان از غیر علی و اولاد علی نیست. این «خَیْرٌ مِنْ مَطَرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً».
مشابه این در روایت پنجم هم هست که «سَاعَهُ إِمَامٍ عَادِلٍ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَهِ سَبْعِینَ سَنَهً»[۵]. روایت ششم هم مؤید این مطلب است.
روایت سوم این باب هم این است که می فرماید این آیه ﴿ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا﴾[۶] را شنیدید؟ زمینی که مرده و خشک شده است، خدا او را بعد زنده می کند. شما خیال کردید که فقط این مربوط به معاد است؟ فرمود این را شنیده اید که «فی قول الله عزّ و جلّ: ﴿ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا﴾؟ قَالَ لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ- وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ- فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَهُ الْحَدِّ فِیهِ- «۴» أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً»[۷]؛ چهل روز باران بیاید خوب است یا اقامه عدل دستگاه قضا؟ فرمود: این اقامه عدل از آن چهل روز بهتر است، کار آن را برای شما می کند.
برای این ما این در و دیوار ار می بوسیم. شما بخواهید از حکیم سؤال بکنید می گوید من نمی دانم رازش چیست! از فقیه سؤال بکنید می گوید من رازش را نمی دانم! از اینها سؤال بکنید، رازش را می دانند. حالا ماها یک درس مختصری خوانده ایم، مثل ما و صدها امثال مثل ما می گویند فلان دستگاه اگر زیرمیزی و رومیزی نداشته باشد باران بیاید، رابطه اش چیست ما نمی دانیم! همه اش «لست أدری» است، اما اینها که می گویند «ندری ندری»، اینها هستند، اینها می گویند شما اگر عدل داشته باشید، رحمت الهی شامل حال شما می شود. این در همین اوایل جلد ۲۸ است.
بنابراین ما این پنج فصل را باید کاملاً از هم جدا بکنیم. آن کسی که محارب است مثل آمریکا و اسرائیل و مانند آن، این یک؛ یا محارب شخصی است مسلّحانه وارد خانه کسی می شود، دو؛ این اوّلی و این پنجمی اینها به باب جهاد و دفاع برمی گردد، اما اینکه دعوایی شده نزاعی شده و خون ریخته شده، حالا حکمش یا حد و تعزیر است یا قصاص است یا دیه است این برای بخشهایی قضایی است که در سالهای قبل گذشته و حکمش بیان شده است.
علی أی حال این بحثها باید کاملاً مرزهایش از هم جدا بشود، یک؛ و آن پیوند دینی باید روشن بشود، آن اعتقادات روشن بشود که بین اعمال ما و جهان رابطه مستقیم برقرار است. اینطور نیست که ما هر کاری بکنیم تابستان برای همیشه تابستان است هر طوری باشد هست، بهار هر طور باشد هست؛ نخیر، بهار بهاری است که باران بهاری داشته باشد. تنها نماز استسقاء نیست، به داد مردم رسیدن هم استسقاء است، مواظب حق مردم بودن هم استسقاء است، بیراهه نرفتن هم استسقاء است، راه کسی را نبستن هم استسقاء است. نماز استسقاء حصر نشده است که اگر بخواهید باران بیاید، الا و لابد تنها راهش نماز استسقاء است، نخیر! عدل هم نماز استسقاء است، رعایت حقوق مردم هم استسقاء است پس بنابراین بین عدل ما و آمدن باران و مانند آن رابطه است.
امام باقر و امام صادق و حضرت امیر فرمودند اگر بیگانه ای به حریم تو تجاوز کرد، بکش خونش گردن من. این غیرت پروری است. این روح غیرت پروری شیعیان را آماده کرده که بیش از چند ماه است که در این شبها در خیابان هستند. این غیرت است. غیرت یعنی غیر را راه ندادن، به سرزمین خود راه ندادن، به مال و خاک راه ندادن. این وظیفه ما است. این روح غیرت در هر کسی نیست این از بهترین فضیلتهای انسانی است؛ لذا انسان غیور داخل در حریم غیر هم نمی شود. روایتی که دیروز از نهج البلاغه خواندیم همین بود که فرمود «مَا زَنَی غَیُورٌ قَطُّ»،[۸] هیچ انسان غیوری به نامحرم نگاه نمی کند. این روی غیرت است. غیرت معنایش این است که من نه وارد حریم غیر می شوم، نه غیر را اجازه می دهم وارد حریم من بشود وگرنه «مَا زَنَی غَیُورٌ قَطُّ» یعنی چه؟ این در نهجالبلاغه حضرت است. فرمود یک انسان غیرتمند هرگز به ناموس مردم نگاه نمی کند و اجازه هم نمی دهد که کسی وارد حریم او بشود. این فضائل را این غیرت را شما در شرق عالم در غرب عالم بگردید پیدا نمی کنید.
غرض این است که ما هم فقه اکبر داریم، هم فقه اصغر و هم فقه اوسط داریم، ما هم اخلاق داریم، هم عقیده و عمل داریم. آن دستورات عملی ما فقه عادی است آن دستورات وسطای ما اخلاقی است، آن عقاید کلی ما عقاید است. این که مرتب می فرماید خونش به گردن من خونش به گردن من، علی بن ابیطالب است؛ یعنی غیور باش؛ لذا ما قدر این عزیزان را می دانیم دعا هم می کنیم هم شما بزرگان و علمای بزرگ را ذات اقدس الهی عزت و عظمت و کرامت و شرافت بیش از این مرحمت بکند، هم دست پرورده های شما را از این نعمت برخوردار بفرماید.
«و الحمد لله رب العالمین»
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
خبرگزاری علت
نظر شما