
اقتصادایران؛ دانیال رحیمی؛ امروز، چهارشنبه ۲۵ شهریور، قرار است نخستین صندوق سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی کشور با حضور وزیر امور اقتصادی و دارایی در سازمان بورس و اوراق بهادار رونمایی شود.
با آغاز پذیرهنویسی صندوق ارزی مانا ملت، طرح راهاندازی صندوقهای ارزی پس از سالها بحث و پیگیری وارد مرحله اجرا میشود؛ ابزاری که دارندگان ارز میتوانند بدون تبدیل منابع خود به ریال، در آن سرمایهگذاری کنند و هنگام خروج نیز منابع خود را بهصورت ارزی دریافت کنند.
منابع جذبشده در ابزارها و داراییهای مالی ارزی سرمایهگذاری خواهد شد. بااینحال، حدود تعهد بانک عامل، جذابیت بازده برآوردی ۵ درصد، اعتماد سرمایهگذاران و اثر این صندوق بر بازارهای موازی، از مهمترین پرسشهای پیش روی این ابزار تازه به شمار میرود.
در اینباره، سیاوش وکیلی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با اقتصادآنلاین، اهداف راهاندازی صندوقهای ارزی، سازوکار نظارت و ضمانت، جذابیت بازده ارزی و آثار احتمالی این ابزار بر بازارهای موازی را بررسی میکند.
او مهمترین نگرانی خود را آسیب دوباره به اعتماد عمومی در صورت فاصلهگرفتن عملکرد صندوقها از تعهدات اعلامشده میداند.
مشروح گفتوگوی اقتصادآنلاین با سیاوش وکیلی را در ادامه میخوانید.
*****
*آقای وکیلی؛ اصلیترین هدف از راهاندازی و توسعه صندوقهای ارزی چیست؟ جذب ارزهای راکد، توسعه بازار سرمایه یا اجرای سیاست انقباضی؟
به نظر من، هدف اصلی همان تنوعبخشی به ابزارهاست. ابزارسازی، نخستین کارکرد این صندوقهاست و اگر بخواهیم وزن بدهیم، شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد هدف به همین موضوع برگردد. البته هر ابزاری آثار جانبی هم دارد و موارد دیگری که مطرح کردید، میتواند از آثار جانبی این صندوقها باشد.
اسکناس، فینفسه ابزار سرمایهگذاری نیست بلکه وسیله مبادله است. تفاوتی هم ندارد دلار باشد یا پول کشور دیگری. البته ارزش و قدرت خرید آن تغییر میکند و انگیزه نگهداری ارز در کشور ما بیشتر حفظ ارزش دارایی است.
اگر مردم به این نتیجه برسند که دلار نگهداریشده در گاوصندوق یا صندوق امانات، بدون استفاده مانده و ارزش افزودهای ایجاد نمیکند، میتوانند آن را وارد این ابزار کنند. وقتی منابع به سمت سپردهها برود، به نوعی وام ارزی تبدیل میشود و کسی که این پول را در اختیار میگذارد، در مقابل مبلغی تحت عنوان سود دریافت میکند. این اثر جانبی بسیار مثبتی است.
اما این اتفاق سیاست انقباضی نیست. انقباض زمانی مطرح میشود که منابع از دسترس خارج شود، درحالیکه سرمایهگذار میتواند واحدهای صندوق را ابطال و منابع خود را دوباره دریافت کند. برعکس، این سازوکار میتواند تا حدی قدرت وامدهی و تسهیلاتدهی به پروژههای ارزی را افزایش دهد.
مهم این است که ارکان صندوق به اساسنامه و موضوع فعالیت وفادار بمانند. اگر قرار است از این منابع تسهیلات ارزی پرداخت شود، باید به همین موضوع وفادار بمانند. انحراف از آن، مستقیماً اعتماد را از بین میبرد.

ضمانت صندوق ارزی را چطور باید بررسی کرد؟
*بانکها بهعنوان ضامن نقدشوندگی صندوقهای ارزی چه تعهدی در برابر سرمایهگذاران دارند؟ آیا این تعهد فقط پرداخت بهموقع سود را شامل میشود یا اصل سرمایه را هم تضمین میکند؟
واقعیت این است که من اساسنامه و امیدنامه این صندوقها را نخواندهام. بااینحال، این صندوقها اساسنامههای تیپ دارند و پرسش شما درباره سایر صندوقها هم مطرح است. اکنون نزدیک به ۶۰۰ صندوق داریم و هر تدبیری که برای سایر صندوقها در نظر گرفته شده، برای این صندوق نیز وجود دارد.
مهم این است که در اینجا خالیفروشی در کار نیست. باید ببینیم این صندوقها بر مبنای سازوکار سازمان بورس تشکیل میشوند و ارکان دارند. همین پرسش را میتوان درباره صندوقهای طلا هم مطرح کرد؛ پشتوانه آنها گواهی و شمشی است که در سازوکار تحت نظارت سازمان بورس نگهداری میشود.
در صندوق ارزی هم قرار است ارز جذب شود و به همان ارز بازپرداخت شود. این اسکناسها نیز حتماً در جایی نگهداری خواهند شد؛ بنابراین از این جهت جای نگرانی ندارد. مانند سایر صندوقها، از جمله صندوقهای درآمد ثابت که منابع آنها در بانک است یا در اوراقی قرار دارد که در تعهد دولت است.
از این جهت، موضوع را باید در چارچوب سازوکار سایر صندوقها دید؛ وگرنه همین پرسش را میتوان درباره خود بانک هم مطرح کرد که تضمین آن چیست.
تجربه سپردههای ارزی دوباره تکرار میشود؟
*مهمترین نگرانی سرمایهگذاران و فعالان بازار سهام درباره فعالیت این صندوقها چیست؟
نگرانیها بهشدت به نوع عملکرد دولت در این زمینه برمیگردد. بالاخره در میان فعالان تردیدی وجود دارد. در سالهای گذشته، تجربه سپردههای ارزی به اعتماد عمومی آسیب زد. منابع جذب شد، اما هنگام بازپرداخت، بحث معادل ریالی ارز با نرخ ۱۲۲۶ تومان مطرح شد؛ نرخ دستوری که قیمت بازار دو یا سه برابر آن بود. این اتفاق، اعتماد را بهشدت از بین برد و در همه این سالها نیز این ابزارسازی صورت نگرفت.
پس از آن، دولت در سال ۱۳۹۹ دارایکم و پالایش را بهعنوان صندوقهای سهامی عرضه کرد. آنها هم متأسفانه به زیر قیمت عرضه رفتند. نگاه من این است که دولت معمولاً گرانفروش است و اگر این رویکرد تکرار شود، اعتماد آسیب میبیند.
تنها خطری که اینجا میبینم این است که برخلاف آنچه گفته میشود عمل شود. اگر خداینکرده اعتماد دوباره آسیب ببیند، بازسازی آن در این حوزه بسیار سخت خواهد بود و شاید نگهداری دلارهای خانگی چند برابر شود.
بازده پنج درصدی برای جذب سرمایه کافی است؟
*با توجه به تجربههای گذشته، آیا صندوقهای ارزی میتوانند اعتماد و منابع سرمایهگذاران را جذب کنند؟
پیشبینی سخت است؛ اما از نظر منطق اقتصادی، باید موفق باشند. وقتی دارایی راکدی دارم که استفادهای از آن نمیکنم، حتی اگر دو درصد سود ارزی داشته باشد، بهتر از این است که در گاوصندوق بماند و هیچ ارزش افزودهای ایجاد نکند. البته شکلگیری اعتماد شاید کمی زمان ببرد.
از طرف دیگر، رقم نخستین صندوق هم بزرگ نیست؛ ۱۰ میلیون دلار است. در مقابل، ارقامی که درباره ارزهای خانگی میشنویم، مانند ۲۰ یا ۲۵ میلیارد دلار، بسیار بزرگاند. در مقایسه با این ارقام، حجم صندوق به اندازهای نیست که بگوییم منابع آن جذب نمیشود؛ به نظر من جذب خواهد شد.
*با بازده برآوردی پنج درصد، دارندگان ارز ترجیح میدهند منابع خود را وارد صندوق کنند یا همچنان بهصورت اسکناس نگه دارند؟
اگر اعتماد عمومی حاکم باشد، بازده پنج درصدی ارزی قابل توجه است. در صندوقهای درآمد ثابت ریالی میبینیم مردم با اختلاف یکدهم یا دودهم درصد بازده، منابع خود را از یک صندوق به صندوق دیگر منتقل میکنند؛ بنابراین اگر اعتماد کنند، ارز خود را وارد صندوق خواهند کرد.
به نظر من، مردم ابتدا نگاه میکنند که واحدهای صندوق چه زمانی و چگونه تکمیل میشود. البته برای خود من هم ابهامهایی وجود دارد؛ از جمله اینکه آیا میتوان معادل ریالی ارز را پرداخت و واحد خرید، یا حتماً باید اسکناس ارزی تحویل داد. نحوه بررسی اصالت اسکناس و مبنای دریافت آن هم از موضوعاتی است که واقعاً درباره سازوکار فعلی آنها اطلاعی ندارم.
آنچه خواندهام این است که منابع بهصورت ارزی جذب میشود، بازپرداخت ارزی است و سود هم ارزی پرداخت میشود.
*یعنی برای خرید واحدها باید ارز پرداخت شود و امکان خرید با ریال وجود ندارد؟
من چنین چیزی خواندهام و به نظرم منطقی است. حتی اگر دریافت ارز را پیششرط قرار دهند، منطقی است؛ چه در قالب حواله و چه در قالب اسکناس.
صندوق ۱۰ میلیون دلاری بازارهای موازی را تغییر میدهد؟
*راهاندازی و فراگیرشدن صندوقهای ارزی چه اثری بر بازارهای موازی مانند طلای ۱۸ عیار، خودرو و ارز خواهد داشت؟
به اعتقاد من، رقم این صندوق کوچک است و در این مقولهها نمیگنجد. ۱۰ میلیون دلار رقم بسیار کمی است و بیشتر یک دستگرمی محسوب میشود.
سیاستگذار و نهاد ناظر ابزارسازی کردهاند و حالا باید دید این تجربه موفق میشود یا نه. امروز بانک ملت وارد میشود و در ادامه ممکن است تجارت، ملی یا صندوق دوم ملت هم وارد شوند. باید منتظر ماند و عملکرد این ابزار را دید.
در حال حاضر، بزرگترین حسن آن این است که حاکمیت نشان دهد به سازوکارهای بازار احترام میگذارد. به نظر من، باید از این ابزار استقبال کند تا مردم اگر منابعی دارند، بهجای نگهداری در خانه، آنها را وارد صندوق کنند و از سود آن هم بهره ببرند.
خبرگزاری علت
نظر شما