گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: سال آینده کنگره حزب کمونیست چین، به عنوان مهمترین رویداد در تقویم سیاسی این کشور، ساختار حاکمیت را تا سال ۲۰۳۲ سامان خواهد داد. هرچند تداوم حضور بلامنازع شی جینپینگ در رأس هرم قدرت قطعی به نظر میرسد، اما صدها کرسی کلیدی در سطوح بعدی در آستانه دستبهدست شدن قرار دارد. سرنوشت این مناصب طی ماههای آینده در چندین نشست محرمانه تعیین خواهد شد.
در همین چارچوب، زمانبندی یکی از این گردهماییها با حضور حدود ۳۷۰ تن از اعضای کمیته مرکزی برای ۲۶ تا ۲۹ اکتبر (۴ تا ۷ آبان) اعلام شده است. عنوان رسمی دستور کار این نشست «اداره همهجانبه و سختگیرانه حزب» است که در عمل به معنای اطاعت از شی جینپینگ است، اما در پشت درهای بسته، حاضران به چرخش نسلی در سیاست چین خواهند اندیشید.
به نوشته اکونومیست، چهرههای نوظهور در استانهای مختلف چین با شتاب پلههای ترقی را طی میکنند و شماری از آنان راهی مناصب عالی در پکن شدهاند. این گروه که از آنها به عنوان «نسل هفتم رهبران حزب» یاد میشود، تفاوتهای بنیادینی با نسل شی دارند. این مدیران، زاده اواخر دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ میلادی هستند و خاطره چندانی از دوران مائو ندارند.
دوره بلوغ فکری آنها در دهه ۱۹۸۰ سپری شده است، دورانی که با گشایشهای اقتصادی، آشنایی با اندیشههای نوین و آزمودن سازوکارهای بازار آزاد شناخته میشود. اگرچه شی جینپینگ تمایلی به بازگشت به آن رویکردها ندارد، اما او اکنون در ۷۳سالگی به سر میبرد و حلقه یاران نزدیکش نیز فاصله سنی چندانی با او ندارند. بنابراین، حزب ممکن است ناچار شود برای پر کردن مناصب مهم بیش از پیش به نسل هفتم روی آورد و چهبسا جانشین نهایی شی نیز از میان همین افراد انتخاب شود.
تصفیه نسل ششم و گشایش مسیر صعود
ردهبندی نسلی در ساختار سیاسی چین ظرافتها و پیچیدگیهای ویژهای دارد. مائو تسهتونگ رهبری نسل اول انقلاب را در دست داشت و دنگ شیائوپینگ، معمار اصلاحات عملگرایانه، با وجود اشتراک سنی با انقلابیون نخستین، پیشگام نسل دوم خوانده شد.
اما تا زمان به قدرت رسیدن شی جینپینگ در سال ۲۰۱۲، مفهوم «نسل» بیش از پیش با ردههای سنی مدیران ارشد پیوند خورده بود. شی به نسل پنجم، یعنی عمدتاً متولدین دهه ۱۹۵۰، تعلق دارد. بر اساس سنتهای سیاسیِ پس از دوران دنگ، او میبایست پس از دو دوره پنجساله، زمام امور را به چهرهای از نسل ششم (متولدین دهه ۱۹۶۰) واگذار میکرد.
با وجود این، شی با لغو محدودیت دورههای ریاستجمهوری در قدرت باقی ماند. گرچه دو سمت مهمتر او، یعنی دبیرکلی حزب و ریاست کمیسیون نظامی ارتش، پیش از این نیز سقف دورهای نداشت، اما یکدستی و استمرار همزمان این سه جایگاه مستلزم بازنگری در قانون اساسی بود.
همزمان، کارزار گسترده مبارزه با فساد که زیر نظر شی اجرا شد، بسیاری از چهرههای برجسته نسل ششم و شبکههای نفوذ آنان را از میان برداشت. افرادی که روزگاری بختهای اصلی جانشینی محسوب میشدند، بازداشت یا به حاشیه رانده شدند، تا جایی که برآوردها حاکی از تصفیه حدود یکپنجم از اعضای صاحبرأی کمیته مرکزی طی پنج سال گذشته است.
با تضعیف جایگاه نسل ششم، فضا برای صعود شتابان نسل هفتم هموار شده است. حتی اگر شی در کنگره بیستودوم حزب در سال ۲۰۳۲ همچنان با تکیه بر حلقهای از وفاداران کهنهکار سکان هدایت امور را حفظ کند، سیاستمداران به مراتب جوانتر نقشهای مهمی ایفا خواهند کرد.
در همین زمینه، انتصاب «ژو ژونگمینگ» ۵۴ ساله به عنوان سرپرست شهرداری شانگهای در ماه اوت توجه تحلیلگران را جلب کرد. چنانچه او به مقام دبیری حزب در این کلانشهر ارتقا یابد، حضورش در دفتر سیاسی قطعی خواهد بود. در کنار او، «لیو جیه» ۵۶ ساله، استاندار ژجیانگ (استانی متمول در شرق چین که شی نیز روزگاری همین سمت را در آن بر عهده داشت)، و «آ دونگ» ۵۵ ساله، دبیر اول اتحادیه جوانان کمونیست، از دیگر چهرههایی هستند که باید زیر نظر داشت؛ دو تن از پیشینیان آ دونگ در همین سمت، بعدها به دبیرکلی حزب رسیدند.
بر اساس عرف حاکم بر حزب، مقامات ارشد در ۶۵ سالگی بازنشسته میشوند و این سقف برای اعضای دفتر سیاسی ۶۸ سال تعیین شده است. در کنگره سال ۲۰۲۲، شخص شی و ژانگ یوکسیا، ارشدترین فرمانده نظامی چین، از این قاعده مستثنی شدند. ژانگ ۷۶ ساله روز ۲۱ سپتامبر (۳۰ شهریور) به اتهام «نقض شدید انضباط سیاسی» از حزب و نیروهای مسلح اخراج شد.
با در نظر گرفتن این معیارها، انتظار میرود سال آینده دوسوم از اعضای کنونی کمیته مرکزی بازنشسته شوند و سهم کادرهای نسل هفتم در این کانون تصمیمگیری از ۸درصد به بیش از ۴۰ درصد جهش یابد.
ظهور تکنوکراتهای نسل هفتم
با وجود ابهامات ساختاری و دسترسی محدود به اطلاعات درونحزبی، ویژگیهای شاخصی نسل هفتم را از گذشتگان متمایز میکند. این مدیران برخلاف پیشینیان خود، وقفه تحصیلی ناشی از دوران انقلاب فرهنگی را تجربه نکردهاند و بسیاری از آنان فارغالتحصیل برترین دانشگاهها هستند.
پژوهشهای «لی چنگ»، استاد دانشگاه هنگکنگ، نشان میدهد بیش از نیمی از صد مقام ارشد این نسل مدرک دکترا دارند؛ یکسوم آنان مهندسی خواندهاند و علوم مالی و اقتصاد نیز از رشتههای محبوب این گروه بوده است.
برخی از نخبگان نسل هفتم مدتهای طولانی خارج از سرزمین اصلی چین زیستهاند. برای نمونه، «یین یونگ» شهردار ۵۷ ساله پکن، مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه هاروارد دریافت کرده و «گوئو نینگنینگ» ۵۶ ساله، از معدود زنان در ردههای بالای حزبی در استان فوجیان، سالها در نهادهای بانکی دولتی در هنگکنگ و سنگاپور فعالیت داشته است.
این پیشینه در تضاد آشکار با سوابق شی جینپینگ است که نخستین و طولانیترین سفر ثبتشدهاش به خارج از چین، بازدیدی دوهفتهای از آمریکا در قالب یک هیئت کشاورزی در سال ۱۹۸۵ بود. علاوه بر این، نسل هفتم برخلاف اسلاف خود که عمدتاً در دالانهای حزبی، دولتی یا بدنه نظامی رشد کرده بودند، به احتمال بیشتری سابقه مدیریت بنگاههای اقتصادی را دارند، هرچند این بنگاهها دولتی بودهاند.
پیوند این مدیران با تاریخ انقلابی حزب نیز کمرنگتر است. شی جینپینگ علقهای عاطفی و تاریخی با عصر مائو دارد. پدر او از یاران مائو بود که بعدها مغضوب شد و خود او نیز در نوجوانی هفت سال برای کار به روستایی محروم فرستاده شد. شی از آن تجربه به دلیل نزدیک کردنش به مردم عادی با ستایش یاد میکند و تمایل او به تمرکز قدرت و اولویت دادن به اصول ایدئولوژیک، رنگوبوی مائوئیستی دارد.
در نقطه مقابل، دوران بلوغ فکری نسل هفتم در دهه ۱۹۸۰، همزمان با آسودگی جامعه از فشارهای دوران مائو گذشت. کاهش سختگیریهای حزبی در آن دهه، فضایی برای ورود اندیشههای مدرن گشود، به گونهای که حتی تلویزیون دولتی نیز برنامههایی با مضامین نوگرایانه پخش میکرد.
این دوره از گشایش نسبی، با وقایع میدان تیانآنمن در سال ۱۹۸۹ خاتمه یافت؛ رویدادی که بسیاری از مدیران نسل هفتم در زمان وقوع آن، تقریباً همسنوسال دانشجویان معترض در خیابانها بودند.
با این اوصاف، آیا میتوان نتیجه گرفت که تفکر اصلاحطلبانه در لایههای پنهان حزب ریشه دوانده است؟ دلایلی برای تردید وجود دارد؛ چهرههایی که در آن اعتراضات حضور مستقیم داشتند اندکی بعد تصفیه شدند (هرچند برخی با پنهانکاری عضویت خود را حفظ کردند) و فیلترهای عقیدتی سختگیرانه در دوران شی نیز احتمالاً دیگران را کنار گذاشته است.
چنانکه «وو گوگوانگ» از دانشگاه استنفورد اشاره میکند، کادرهای حزبی پیش از ارتقا به سطوح عالی، از مجرای انضباط حزبی و آموزشهای تشکیلاتی بسیار فشردهای عبور میکنند. با این حال، مواجهه اولیه این نسل با اندیشههای باز نکتهای درخور توجه است،
بهویژه آنکه نسلهای بعدی سهم کمتری از این مواجهه داشتهاند. نظرسنجی سال گذشته پژوهشگران چینی و بریتانیایی حاکی از آن بود که متولدین دهه ۱۹۹۰ در چین در قیاس با نسلهای پیشین، کمتر از الگوهای دموکراتیک حمایت میکنند.
چالش شی در چینش مهرههای نهایی
بخت نسل هفتم برای دستیابی به بالاترین مراتب حاکمیت قابلتوجه است. در کمیته دائمی دفتر سیاسی به عنوان کانون تصمیمگیری کشور، شش عضو دیگر در کنار شی حضور دارند که به جز یک نفر، همگی در کنگره بیستویکم که احتمالاً اواخر سال آینده برگزار میشود، به سن بازنشستگی میرسند.
از منظر ساختاری، ارتقای جهشی چهرهای از نسل هفتم به این جمع ناممکن نیست، اما بعید به نظر میرسد شی در این مقطع بخشی از قدرت خود را به مدیری جوان تفویض کند، چرا که این اقدام سیگنالی زودهنگام از تعیین جانشین تلقی میشود. علاوه بر این، تاکنون هیچ زنی نتوانسته به این نهاد عالی راه یابد.
این موازنه احتمالاً در کنگره بیستودوم، زمانی که شی به ۷۹ سالگی میرسد، دگرگون خواهد شد. «جاناتان تزین»، تحلیلگر مسائل چین، معتقد است در آن زمان نخبگان نسل هفتم که در دهه پنجاه یا شصت عمر خود به سر میبرند گزینههای منطقیتری برای انتقال قدرت خواهند بود، زیرا واگذاری زمام امور از سوی رهبری هشتاد ساله به فردی هفتاد ساله توجیهی ندارد.
با وجود این، شی ممکن است ناچار شود چهرهای را برگزیند که فرصت کافی برای ایجاد اعتماد متقابل و آزموده شدن وفاداریاش وجود نداشته است. این وضعیت میتواند آغازگر دورهای پرفرازونشیب در هرم رهبری چین باشد. به باور تزین، نخستین کسی که شی برمیگزیند آخرین گزینه نخواهد بود؛ همانگونه که مائو و دنگ نیز چند جانشین را آزمودند.
خبرگزاری علت
نظر شما