
گروه سیاسی - دانیال رحیمی؛ در دیدار اخیر دونالد ترامپ و شی جینپینگ در کاخ سفید، رئیسجمهور آمریکا مجسمهای سفارشی از عقاب سرسفید را به رئیسجمهور چین و همسرش اهدا کرد. شی نیز اعلام کرد دو پاندا به نامهای پینگپینگ و فوشوانگ بهزودی راهی باغوحش آتلانتا میشوند. البته این دو پاندا هدیه شخصی به ترامپ نیستند بلکه قرار است در چارچوب یک توافق همکاری پژوهشی و حفاظت از پانداها، در باغوحش زندگی کنند و در دسترس بازدیدکنندگان باشند.
انتخاب عقاب و پاندا تصادفی نیست. هر کشور هدیه ای را پیش چشم مخاطب آمریکایی و چینی گذاشته که با آن شناخته میشود. بااینحال، تاریخ دیپلماسی پر از هدیههایی است که سرنوشتشان از روز اهدای آنها عجیبتر شده است.

هدیهای به اندازه یک جزیره
شناختهشدهترین هدیه فرانسه به آمریکا، اصلاً در جعبه جا نمیشد: مجسمه آزادی. این تندیس با نام اصلی آزادی روشنگر جهان، قرار بود به مناسبت صدمین سال استقلال آمریکا در سال ۱۸۷۶ آماده شود، اما سرانجام ده سال بعد افتتاح شد. فرانسویها هزینه ساخت مجسمه و آمریکاییها هزینه پایه آن را تأمین کردند؛ هدیهای که از آغاز، پروژهای مشترک میان دو کشور بود. موزه اورسی پاریس نیز امسال به مناسبت ۱۴۰ سالگی افتتاح مجسمه، نمایشگاهی از آثار سازنده آن، فردریک اوگوست بارتولدی، برپا کرده است.
مجسمه آزادی قرار بود دوستی فرانسه و آمریکا را ماندگار کند؛ آرزویی که طراحان آن نمیتوانستند نتیجهاش را در مقیاس امروز ببینند. اکنون خود مجسمه بسیار مشهورتر از نام کسانی است که ایده ساختش را مطرح کردند.
معامله پاندا با گاومیش
چین در سال ۱۹۷۲، پس از سفر تاریخی ریچارد نیکسون به پکن، دو پاندا به مردم آمریکا هدیه داد. آمریکا هم در مقابل، دو گاومیش مُشک به نامهای میلتون و ماتیلدا برای مردم چین فرستاد. پانداها در باغوحش ملی واشنگتن ساکن شدند و به یکی از نمادهای شناختهشده بهبود روابط دو کشور تبدیل شدند. اعلام اعزام پانداهای تازه به آتلانتا، یادآور همان سابقه است؛ هرچند وضعیت نگهداری پانداها در توافقهای امروزی را نباید با هدیه سال ۱۹۷۲ یکسان دانست.
کره شمالی هم زمانی از خوراکی برای نزدیکشدن به همسایه جنوبیاش استفاده کرد؛ آن هم در مقیاسی غیرمعمول. کیم جونگاون در سال ۲۰۱۸ دو تن قارچ کاج فرستاد. دولت کره جنوبی اعلام کرد قارچها را میان حدود چهار هزار نفر از اعضای خانوادههای جداافتاده در جنگ کره تقسیم میکند؛ به هر نفر نزدیک به نیم کیلو. اینجا هدیه، از دست رهبران فراتر رفت و مستقیماً به یکی از دردناکترین مسائل مشترک دو کشور پیوند خورد.

تمساح سینیبهدست در موزه کره شمالی
در موزه هدایای رهبران کره شمالی، شیئی هست که بیش از تشریفات، یادآور یک صحنه سوررئال است: تمساح خشکشدهای که سینی نوشیدنی در دست دارد. هیئتی از ساندینیستهای نیکاراگوئه آن را در سال ۱۹۸۲ به کیم ایلسونگ هدیه داد. شکل عجیب هدیه توجهها را جلب میکند، اما انتخاب اهداکننده نیز مهم است؛ این شیء از رابطه سیاسی دو جریان همسو در سالهای جنگ سرد حکایت میکند.

هدایای زنده نیز همیشه بهآسانی در تشریفات رسمی جا نمیگیرند. ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۱۶ اسبی اصیل از نژاد آخالتکه به پادشاه بحرین هدیه داد و در مقابل، شمشیری از فولاد دمشقی گرفت. او در سال ۲۰۲۴ نیز به کیم جونگاون یک خودروی لوکس روسی آئوروس داد؛ کیم در همان سفر دو سگ از نژاد بومی پونگسان به او هدیه کرد.
اما شتر اهدایی به فرانسوا اولاند سرنوشت خوشی نداشت. هنگام سفر رئیسجمهور وقت فرانسه به مالی در سال ۲۰۱۳، ساکنان تیمبوکتو شتری را برای قدردانی از عملیات نظامی فرانسه به او هدیه دادند. شتر برای نگهداری نزد خانوادهای محلی ماند و بعد خبر رسید که آن را کشته و خوردهاند. مقامهای مالی قول دادند شتر دیگری جایگزین کنند؛ در گزارشهای بررسیشده، وعده جایگزینی ثبت شده است، نه تحویل قطعی شتر دوم.
از اتوبوس ایرانی تا قلب شیشهای فرانسوی
در میان هدایای دیپلماتیک رؤسای جمهور ایران نیز نمونههایی وجود دارد که سرنوشت متفاوتی پیدا کردهاند. حسن روحانی در اسفند ۱۳۹۳، هنگام سفر به ترکمنستان، یک دستگاه اتوبوس VIP اسکانیا، تولید شرکت ایرانی عقابافشان، به قربانقلی بردیمحمداف، رئیسجمهور وقت ترکمنستان، اهدا کرد. این هدیه در حاشیه نشست مشترک بازرگانان دو کشور و با هدف معرفی توانمندی صنعت ایران انتخاب شده بود.
اما اتوبوس اهدایی روحانی سرانجام به جای پارکینگ تشریفات ریاستجمهوری، به مرکزی برای نگهداری کودکان بیسرپرست رسید. بردیمحمداف چند هفته بعد آن را به مجتمع کودکان بیسرپرست عشقآباد اهدا کرد؛ مرکزی که در آن زمان ۲۵۴ کودک در آن زندگی میکردند. مراسم تحویل اتوبوس نیز با حضور مقامهای ترکمنستان و معاون سفیر ایران برگزار شد.

در مقابل، یکی از متفاوتترین هدایایی که یک رئیسجمهور ایران دریافت کرده، نه محصولی صنعتی بود و نه شیئی گرانقیمت، بلکه قلبی شیشهای و قرمزرنگ بود. والری ژیسکار دستن، رئیسجمهور پیشین فرانسه، این قلب را به محمد خاتمی هدیه داد. این یادگاری در کنار جواهرات، ساعتها و دیگر هدایای اهدایی سران خارجی، در مجموعه موزه هدایای ریاستجمهوری خاتمی قرار گرفت.
خاتمی هدایای دیگری را نیز به این موزه سپرد؛ از جمله جواهراتی که امیر عبدالله، ولیعهد وقت عربستان، به همسر او هدیه داده بود. قلب شیشهای فرانسوی از نظر ارزش مادی با بسیاری از آثار این مجموعه قابل مقایسه نبود، اما شکل آن در میان هدایای رسمی متمایز بود.
زنگی به نام ترامپ؛ دکمهای با ترجمه اشتباه
هدیهای خوب گاهی بیشتر از آنکه گران باشد، به شخص گیرنده میخورد. چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، در سفر آوریل ۲۰۲۶ به واشنگتن، زنگ اصلی زیردریایی بریتانیایی «اچاماس ترامپ» را به دونالد ترامپ هدیه داد. نام زیردریایی، هدیهای تاریخی را به یادگاری شخصی و سوژهای مناسب برای دوربینها تبدیل کرد.
گاهی هم همین تلاش برای ساختن یک نماد، نتیجهای ناخواسته دارد. هیلاری کلینتون در سال ۲۰۰۹ دکمه قرمز بزرگی به سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، داد تا آغاز دوباره روابط واشنگتن و مسکو را نشان دهد. اما واژه روسی درجشده روی آن به معنای بازتنظیم نبود؛ مفهومی نزدیک به «بار اضافی» داشت. اشتباه ترجمه، خود دکمه را از پیامی درباره نزدیکی دو کشور به موضوع خبر تبدیل کرد.
یک اشتباه رایج دیگر در بازگویی هدایا، جابهجاگفتن نام گیرنده است. خنککننده شراب غولپیکر به شکل ملخ که ژرژ پمپیدو، رئیسجمهور فرانسه، در سال ۱۹۷۲ اهدا کرد، طبق آرشیو مجموعه سلطنتی بریتانیا هدیهای به شاهزاده فیلیپ بود، نه ملکه الیزابت دوم.
وقتی هدیه به مناقشه تبدیل میشود
همه هدیهها قرار نیست لبخند به همراه بیاورند. بنیامین نتانیاهو در سال ۲۰۲۵ یک پیجر طلایی به ترامپ داد؛ هدیهای که دفتر نخستوزیر اسرائیل آن را به عملیات انفجار پیجرها در لبنان مرتبط دانست. آن عملیات دهها کشته و هزاران زخمی داشت و همین پیشینه، هدیه را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل کرد.
هدیه قطر از جهت دیگری پرسشبرانگیز شد: یک فروند بوئینگ ۷۴۷ که وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۲۵ برای استفاده احتمالی بهعنوان هواپیمای ریاستجمهوری پذیرفت. این هواپیما به دولت آمریکا واگذار شد، نه به شخص ترامپ. پذیرش آن بحثهایی را درباره هزینه آمادهسازی، امنیت و قواعد دریافت هدیه از دولتهای خارجی به راه انداخت.
در نهایت، شاید هیچ هدیهای به اندازه نشان چوبی آمریکا در مسکو فاصله میان ظاهر و واقعیت را نشان ندهد. دانشآموزان شوروی در سال ۱۹۴۵ آن را به سفیر آمریکا اهدا کردند. نشان سالها در محل کار سفیر آویزان ماند تا اینکه در سال ۱۹۵۲ دستگاه شنود پنهان در آن کشف شد. اهداکنندگان آن سیاستمدار نبودند و گیرنده نیز رئیسجمهور نبود؛ اما این هدیه به یکی از ماندگارترین ماجراهای تاریخ دیپلماسی بدل شد.
از مجسمه آزادی تا یک دکمه قرمز، انتخاب هدیه بخشی از طراحی یک دیدار سیاسی است: چه چیزی درباره کشور اهداکننده بگوید، برای گیرنده چه معنایی داشته باشد و مردم با دیدنش چه برداشتی کنند. سرنوشت هدیه البته همیشه در اختیار اهداکننده نمیماند؛ گاهی یک غلط ترجمه، یک شتر یا محتوای پنهان یک نشان چوبی، روایت دیگری برای آن میسازد.
خبرگزاری علت
نظر شما