محمود میرلوحی فعال سیاسی درباره اینکه با توجه به شرایط کشور و بیکاری جوانان به ویژه در شهرستانها شاهد انتصاب بستگان و آشنایان مسئولان و نمایندگان در برخی پستها و شرکتها هستیم آیا این موارد باعث ایجاد نارضایتی در مردم و شکاف بیشتر میان جامعه و حاکمیت نمیشود، گفت: واقعیت این است که کشور در فشار قرار دارد. از ابتدای انقلاب، جنگ تحمیلی و همه این مسائل، با فشارهای مختلف مواجه بودهایم. بعد از دوره آقای خاتمی، دولت آقای احمدینژاد روی کار آمد و داستان تحریمها و ادعای «کاغذپاره» بودن تحریمها و قعطنامهها مطرح شد. این در حالی بود که نفت ۱۴۰ دلاری فروخته شد و سال ۱۳۹۱ درآمدهایی داشتیم که در طول تاریخ ایران، هیچگاه به این میزان درآمد ارزی نرسیده بودیم؛ یعنی فقط در همان سال کشور ۱۱۹ میلیارد دلار نفت فروخت.
وی ادامه داد: دولت آقای احمدینژاد حدود ۷۵۰ میلیارد دلار نفت فروخت که این رقم با کل درآمد نفتی کشور از زمان دارسی تا دوره آقای احمدینژاد برابری میکند. این پول هدر رفت و در نهایت دوره مسئولیت آقای احمدینژاد با تورم و رشد منفی تولید ناخالص داخلی به پایان رسید.
این فعال سیاسی اظهار داشت: پس از آن، دولت آقای روحانی روی کار آمد و با برجام، کشور تا حدود سال ۱۳۹۶ مقداری نفس کشید. تورم کاهش پیدا کرد و به یک رقم قابل کنترلتر رسید و تسهیلات بانکی هم تقریباً به ۱۸ درصد رسیده بود. فضای تورمی در حال مهار شدن بود و به همین دلیل مردم هم در سال ۱۳۹۶ پای صندوقهای رأی آمدند و دولت را دوباره تأیید کردند.
وی گفت: در واقع درست است که در سال ۱۳۹۷ ترامپ از برجام خارج شد اما در داخل کشور هم افرادی بودند که متأسفانه در این روند نقش داشتند. مشکلی که داریم این است که این حرکتها و این مسائل معمولاً از دو طرف وجود دارد؛ از یک طرف نتانیاهو و ترامپ قرار دارند و از طرف دیگر، عدهای در داخل کشور به برخی مسائل دامن زدهاند و این کار را هنوز هم ادامه میدهند.
میرلوحی افزود: به هر تقدیر، دوباره تحریمها از سال ۱۳۹۷ آغاز شد، رشد کشور متوقف شد و تورم دوباره افزایش یافت و از ۴۰ درصد عبور کرد و این روند تا امروز هم ادامه پیدا کرده است.
این فعال سیاسی، با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور گفت: زمانی که مرحوم آقای رئیسی هم که روی کار آمد، وعدههایی داد؛ از جمله اینکه سالانه یک میلیون مسکن میسازیم. وزیر کار ایشان هم اعلام کرد با یک میلیون تومان اشتغال ایجاد میکنم و از این دست وعدهها مطرح شد اما کشور با بحرانهای مختلف زیرساختی مواجه بود؛ بحران صندوقهای بازنشستگی، بحران بودجه و کسری بودجه، بحران بانکها، بحران آب، بحران انرژی و ناترازیها. این مسائل دست به دست هم داد و مشکلات بسیاری برای کشور ایجاد شد تا اینکه آقای پزشکیان روی کار آمد.
وی ادامه داد: آقای پزشکیان هم وعدههایی داد و گفت مذاکره میکنم و برای کنترل تورم تلاش خواهم کرد اگرچه دیگر وعدههای دولت قبل را مطرح نکرد اما گفت برای کنترل تورم تلاش خواهد کرد با این حال از روزی که مراسم تحلیف در مجلس برگزار شد، ترور شهید هنیه و همچنین دو جنگی که تاکنون کشور از آنها عبور کرده، اتفاق افتاد و برای نخستین بار تورم کشور در حال سهرقمی شدن است.
میرلوحی گفت: وقتی گفته میشود تورم یک کشور در یک فصل مثلاً دو رقمی شده، ممکن است این وضعیت یک فصل، یک سال، دو سال یا سه سال ادامه داشته باشد؛ اما اقتصاد ما از سال ۱۳۹۷ تاکنون نتوانسته نفس بکشد.
این فعال سیاسی افزود: اکنون هم جنگ و بهخصوص مسائل دیماه سال گذشته و وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه، مطرح شد البته پیش از این اتفاقات مسائل و اعتراضات اقتصادی مطرح بود. دولت قصد داشت ارز نهادههای کشاورزی را حذف کند؛ البته درباره دارو این موضوع مطرح نبود، اما برای نهادههای کشاورزی قصد حذف ارز ترجیحی را داشت. پس از آن هم مقداری گرانی پیش آمد و جامعه، شهرهای مختلف و بازنشستگان با این شرایط مواجه شدند.
میرلوحی ادامه داد: شرایط بهگونهای پیش رفت که دشمن وسوسه شد و در ۱۸ و ۱۹ دیماه هم این مسائل اتفاق افتاد و به دنبال آن، حادثه پشت حادثه رخ داد.
وی تصریح کرد: اکنون آنچه میتوان گفت این است که دولت در همین شرایط توانسته اقلام اساسی مانند نان، شکر، روغن و برنج را تأمین کند. این اقدامات در شرایط جنگی انجام شده و اکنون محاصره دریایی هم حدود دو ماه است که به این شرایط اضافه شده است؛ در حالی که همه میدانند وضعیت کشور چگونه است.
میرلوحی گفت: بنابراین باید توجه داشته باشیم که کشور در شرایط جنگی قرار دارد و دشمن همچنان امیدوار است. دشمن تصور میکند همانطور که از جنگ ۱۲ روزه، تقریباً شش ماه طول کشید تا به دیماه و آن نارضایتیها و حوادث رسیدیم، اکنون نیز تقریباً شش ماه از توقف جنگ ۴۰ روزه گذشته و در حال نزدیک شدن به این بازه زمانی هستیم و تصور میکند این روندها تکرار خواهد شد.
وی افزود: البته در گذشته، اعتراضات در کشور دورههای ۱۰ ساله داشت؛ از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ و سپس در سال ۱۳۹۸. پس از سال ۱۳۹۸، این دورهها یکساله شد و اکنون به دورههای ششماهه رسیدهایم، زیرا فشار بسیار زیاد است.
این فعال سیاسی تأکید کرد: بنابراین ما باید از مردم خود تشکر کنیم و سپاسگزار همه جامعه باشیم؛ نه فقط کسانی که شبها به میدان میآیند و نه فقط کسانی که طرفدار نظام هستند. مخالفان نظام و معترضان هم در نهایت همراهی و همکاری کردند و پشت پرچم کشور ایستادند تا این فشار و مشکلات را پشت سر بگذاریم.
میرلوحی اظهار داشت: اکنون سی و چند میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر هستند. گفته میشود در شهرهایی مانند تهران، خط فقر بالای ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان است. حالا چند درصد مردم در تهران چنین درآمدی دارند؟ ما حدود بیش از یک میلیون معلم داریم؛ چند معلم داریم که بالای ۳۰ میلیون تومان حقوق دریافت کنند؟ تقریباً همه آنها در محدوده ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان و مانند آن حقوق میگیرند و تعداد کسانی که بالای ۳۰ میلیون تومان دریافت میکنند، بسیار محدود است. چند نفر بالای ۶۰ میلیون تومان حقوق میگیرند؟ اغلب مردم حقوقهای ۳۰ یا ۲۵ میلیون تومانی دریافت میکنند و از کف درآمد برخوردارند. وضعیت کشور این است، خط فقر هم افزایش پیدا کرده است و تورم در حال سهرقمی شدن است.
وی افزود: اگر کسی در این شرایط، خدایی نکرده، بخواهد به هر شکلی فرصتطلبی کند، رانت بگیرد یا منابع ملی را به سمت خود، خانواده و اطرافیانش هدایت کند، واقعاً باید گفت که این اقدام بسیار بیانصافی و کملطفی است.
میرلوحی تصریح کرد: اگر قرار باشد برخی مسئولان در این شرایط برای انتصابات به دنبال فرزندان خود باشند، حتی اگر فرزندشان صلاحیت لازم را هم داشته باشد، تحصیلات خوبی داشته باشد و تجربه مناسبی هم کسب کرده باشد، به دلیل شرایط فعلی باید ترجیح دهند افراد دیگری منصوب شوند تا این مسائل و ذهنیتها ایجاد نشود.
این فعال سیاسی ادامه داد: نباید این ذهنیت شکل بگیرد که فردی که خودش مقام و پست داشته یا نماینده و مقام دولتی بوده، حالا فرزندش در جایگاهی منصوب شود. چه اشکالی دارد فرزند مسئولان هم مانند بسیاری از جوانان دیگر که بیکار هستند، مدتی بیکار باشند؟ اگر کسی چنین اقدامی انجام دهد و به دنبال رانت برای انتصاب فرزندانش باشد، این اقدام جفا به مردم، کشور، دولت، مجلس و همه است؛ چراکه مردم در شرایط فعلی حساس هستند.
میرلوحی با اشاره به سخنان اخیر رئیسجمهور اظهار داشت: آقای رئیسجمهور چند روز پیش صحبت مهمی مطرح کردند و گفتند که در اوایل انقلاب، تعهد و تخصص را در مقابل یکدیگر قرار میدادیم. متأسفانه تلاش میکردیم برای متخصصان به نحوی نمره منفی در نظر بگیریم و اگر افرادی متدین و حزباللهی بودند، حتی اگر تحصیلات لازم را نداشتند، به آنها نمره مثبت میدادیم.
وی افزود: این رویکرد باعث میشد یک متخصص را کنار بگذاریم و فردی را که تخصص لازم نداشت، صرفاً به دلیل اینکه فردی مورد اعتماد و حزباللهی بود، منصوب کنیم. این دوره دیگر گذشته است.
این فعال سیاسی تأکید کرد: اکنون نمیتوان کارخانهها و شرکتها را به این شکل اداره کرد. اگر قرار باشد این کارخانهها و شرکتها سودآور نباشند و محصولات خود را با هزینهای بیشتر از بخش خصوصی و از جیب مردم تولید کنند یا خدمات خود را به این شکل ارائه دهند، واقعاً ظلم و جفا در حق مردم است.
میرلوحی ادامه داد: همین مسائل است که باعث مطرح شدن بحث امضاهای طلایی و موضوعات مشابه میشود. متأسفانه بهرهوری در کشور پایین است و بعد شاهد کسری بودجه و هزینه بالای دولت هستیم. باید پرسید چرا این وضعیت به وجود آمده است؟ به دلیل همین نگاهها بوده است.
وی گفت: مگر میشود یک شرکت زیانده باشد؟ در شستا، صندوقهای بازنشستگی و هر جایی که این شرکتها فعالیت میکنند، چنین وضعیتی وجود دارد. در ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان و بنیادهای مختلف هم شرکتهای متعددی وجود دارد. آستان قدس رضوی هم شرکتهای مختلفی دارد، بسیاری از منابع و ثروت ملی در اختیار این مجموعههاست. چرا باید این شرکتها زیانده باشند؟ به دلیل اینکه متأسفانه بسیاری از مدیران، بدون اینکه دانش، تجربه، صلاحیت و کارایی لازم را داشته باشند، به واسطه ارتباطات وارد این مجموعهها میشوند و پس از آن، خسارتها هر سال بیشتر میشود و این شرکتها همچنان زیانده باقی میمانند.
این فعال سیاسی تصریح کرد: همه این مسائل باعث افزایش هزینه یا قیمت تمامشده کالا و خدمات میشود و در نهایت این هزینه باید از جیب مردم پرداخت شود.
میرلوحی خاطرنشان کرد: یک جاهایی، این مسائل را باید کنار گذاشت. ممکن است فرزندان مسئولان بسیار توانمند و افراد خوبی باشند، اما در شرایط فعلی باید وضعیت مردم و جامعه هم در نظر گرفته شود.
میرلوحی ادامه داد: کشوری که امروز حدود ۲۰ میلیون نفر در آن دانشگاه رفتهاند و حدود یک میلیون مهندس دارد، نباید شاهد چنین وضعیتی باشد. اگر فرض کنیم ۵۰۰ یا هزار نفر از فرزندان مقامات، نمایندگان مجلس و مسئولان در این جایگاهها قرار داشته باشند، لطفی به خودشان، خانوادهشان و کشور است که فعلاً برای تصدی این پستها و صندلیها تلاش نکنند و تا عادی شدن شرایط صبر کنند.
وی افزود: پس از عادی شدن شرایط، رفع تحریمها و و وقتی کشور توانست نفسی بکشد، میتوان رقابت کرد. چه اشکالی دارد در آن شرایط بخش خصوصی از یک آقازاده دعوت کند و از او بخواهد به عنوان مدیر فعالیت کند و حتی حقوق بالاتری هم به او پرداخت کند؟ اما در شرایط فعلی، اگر کسی برای تصدی این پستها، مقامها و شرکتها رقابت کند، واقعاً در حق کشور و مردم ظلم کرده است.
این فعال سیاسی اظهار داشت: حالا که این افراد تاکنون از این فرصت و موقعیت برخوردار بودهاند و توانستهاند در سطح ملی مسئولیت داشته باشند، لطف کنند و برای مدتی دندان علاقه به تصدی در پستها را بکشند و کنار بگذارند.
میرلوحی تأکید کرد: مردم وقتی شرایط اقتصادی، وضعیت اشتغال و گرفتاریهایی را که با آن مواجه هستند میبینند و در عین حال مشاهده میکنند که فرزند فلان مسئول یا فرزند فلان مقام در جایگاهی قرار گرفته است، حساس میشوند. این حساسیت مردم را نباید نادیده گرفت. بنابراین در این شرایط نباید تبعیض وجود داشته باشد و باید عدالت اجتماعی برقرار شود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
خبرگزاری علت
نظر شما